الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
10
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
و بدبخت بودهاند ، و چگونه گرامىترين سرمايهها را براى هيچ از دست دادند ؟ ! در آيه بعد براى اينكه گمان نكنند اين مهلت و تمتع از لذائذ دنيا پايان ناپذير است ، اضافه مىكند : « ما هيچ گروهى را در هيچ شهر و آبادى نابود نكرديم مگر اينكه آنها ، اجل معين و زمان تغييرناپذيرى داشتند » ( * ( وَما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا وَلَها كِتابٌ مَعْلُومٌ ) * ) . و « هيچ امت و جمعيتى از اجل معين خود پيشى نمىگيرد ، و هيچيك نيز عقب نخواهد افتاد » ( * ( ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها وَما يَسْتَأْخِرُونَ ) * ) . سنت الهى همه جا اين بوده كه به قدر كافى مهلت براى تجديد نظر و بيدارى و آگاهى بدهد ، حوادث دردناك ، و وسائل رحمت را يكى پس از ديگرى ميفرستد ، تهديد مىكند ، تشويق مىكند ، اخطار مىنمايد تا حجت بر همه تمام شود . ولى هنگامى كه اين مهلت به پايان رسيد سرنوشت قطعى دامنشان را خواهد گرفت ، دير و زود ، به خاطر مصالح تربيتى ، ممكن است اما به اصطلاح سوخت و سوز ندارد ! آيا توجه به همين واقعيت كافى نيست تا همگان از سرنوشت گذشتگان عبرت گيرند ، و از مدت مهلت الهى براى بازگشت و اصلاح ، استفاده كنند ؟ آيا بايد باز هم نشست تا سرنوشت شوم اقوام گمراه و ستمگر پيشين درباره خود ما نيز تكرار گردد ، و بجاى اينكه از پيشينيان عبرت گيريم ، عبرتى شويم براى آيندگان ؟ ! ضمنا از دو آيه اخير فلسفه بيان « تاريخ گذشتگان به طور مكرر » در آيات قرآن حتى در همين سوره اى كه از آن بحث مىكنيم روشن مىشود .